
آموزش لینکسازی داخلی حرفهای در ۲۰۲۶ با مثال ساختار سایت آرتا رسانه
راهنمای جامع لینکسازی داخلی اصولی برای بهبود سئو و تجربه کاربری در سال ۲۰۲۶ با بررسی عملی ساختار لینکدهی سایت آرتا رسانه به عنوان نمونه موفق
لینکسازی داخلی یکی از اون چیزهاییست که خیلیها میدونن توی سئو مهمه، اما درست نمیدونن چطور باید باهاش کار کنند. در واقع فقط قرار دادن چند تا لینک توی متن نیست، بلکه یه ساختار منطقی داره که وقتی درست پیاده بشه، هم گوگل راحتتر سایت رو میفهمه، هم کاربر بهتر توی سایت حرکت میکنه. توی سال ۲۰۲۶، با پیشرفت الگوریتمهای هوش مصنوعی، این موضوع یه کم پیچیدهتر شده، ولی همچنان قابلکنترله.
Table of contents [Show]
اصول لینکسازی داخلی در سال ۲۰۲۶
لینکسازی داخلی دقیقاً چیه و چرا اهمیت داره
لینکسازی داخلی یعنی وصل کردن صفحههای مختلف یک سایت به هم. سادهست، ولی تاثیرش خیلی بزرگه. وقتی یه لینک از صفحهای به صفحه دیگه میذاری، داری به گوگل میگی این دوتا صفحه به هم مرتبطن. همزمان داری به کاربر یه مسیر نشون میدی که کجا میتونه اطلاعات بیشتری پیدا کنه.
توی ۲۰۲۶، گوگل دیگه فقط به تعداد لینکها نگاه نمیکنه. بیشتر دنبال اینه که ببینه آیا این لینکها معنی دارن یا نه. یه لینک تصادفی وسط متن که ربطی به موضوع نداره، فایدهای نداره. حتی ممکنه بده.
چطور لینکسازی داخلی رو درست پیاده کنیم
اول از همه باید یه نقشه ذهنی از سایت داشته باشی. ببینی کدوم صفحهها اصلیترن، کدومها فرعی. بعد باید بفهمی کجاها میتونی بهصورت طبیعی یه لینک بذاری که هم به خواننده کمک کنه، هم به سئو.
انکر تکستها هم مهمن. یعنی اون متنی که روش کلیک میکنن. نباید همش یه کلمه کلیدی تکراری باشه. باید طبیعی باشه و بگه اون طرف لینک چی هست. مثلاً بهجای اینکه بنویسی «کلیک کنید»، بنویسی «روشهای بهینهسازی سرعت سایت» که مشخصه کاربر داره کجا میره.
- لینکهای متنی بهتر از لینکهای تصویری کار میکنن، مخصوصاً برای صفحات مهم
- اعتبار صفحهها رو از طریق لینک توزیع کن، نه اینکه همه لینکها رو به یه صفحه بدی
- بین محتواهای مرتبط، لینک دوطرفه بذار تا کاربر بتونه رفتوبرگشت کنه
- صفحاتی که برات ارزش تجاری دارن رو اولویت بذار
- یه ساختار سلسلهمراتبی منطقی داشته باش، نه پراکنده
اشتباهاتی که اکثر سایتها مرتکب میشن
یکی از بدترین کارها اینه که یه انکر تکست خاص رو بارها تکرار کنی. مثلاً همه جا بنویسی «بهترین هاست». این کار باعث میشه الگوی لینکسازیت مصنوعی به نظر بیاد. گوگل الان خیلی باهوشتر از اون چیزیه که بخوای باهاش بازی کنی.
یه مشکل دیگه اینه که بعضی صفحههای مهم توی عمق سایت گم میشن. یعنی هیچ لینکی بهشون نمیره و گوگل اصلاً متوجه وجودشون نمیشه. یا اینکه لینکهایی که میذاری شکستهان یا به صفحهای میرن که خودش دوباره به همون صفحه قبلی لینک میده. این یه چرخه بیفایده میسازه.
نادیده گرفتن محتوای قدیمی هم اشتباه رایجیه. یه مقاله قدیمی که هنوز ترافیک میاره، میتونه به صفحات جدیدتر لینک بده و بهشون قدرت بده.
چطور همیشه کنترل داشته باشی
لینکسازی داخلی یه کار یکبار مصرف نیست. باید مرتب بررسی کنی که چی داری، چی کم داری. یه ابزار سئو مثل اسکریمینگ فراگ یا سایتبولب میتونه بهت نشون بده کدوم صفحهها لینک ندارن، کدوم لینکها شکستن، کجا فرصت لینکدهی جدید وجود داره.
اگه داری یه سایت جدید راه میندازی، از همون اول یه نقشه بکش. ببین میخوای چند دستهبندی داشته باشی، کدوم صفحهها هاب اصلی موضوعات باشن، چطور محتواها رو به هم وصل کنی. بعداً که محتوا اضافه کردی، برو سراغ مقالههای قدیمیتر و ازشون به محتوای جدید لینک بده.
در کل، لینکسازی داخلی توی ۲۰۲۶ یه کار فنی نیست فقط. باید بفهمی کاربرت چطوری فکر میکنه، چی میخواد، و بعد یه مسیر منطقی براش بسازی. اگه این کار رو درست انجام بدی، هم رتبهت بالا میره، هم کاربر راضیتر میشه.
ساختار لینکدهی داخلی یکی از اون چیزهاییه که خیلی وقتها توی سایتهای فارسی نادیده گرفته میشه. اما واقعیت اینه که نحوه اتصال صفحات به هم میتونه تفاوت واضحی توی نتایج سئو ایجاد کنه. توی سایت آرتا رسانه هم همین قضیه صدق میکنه. موتور جستجو باید بتونه مسیرشو پیدا کنه، کاربر باید بدونه کجا میتونه بره، و اعتبار صفحه اصلی باید یه جوری توزیع بشه که همه جا برسه. این همون چیزیه که معماری لینکدهی بهش میرسه.
تحلیل ساختار لینکدهی سایت آرتا رسانه
اصول معماری لینکدهی داخلی
یک سایت خوب از نظر لینکدهی یه منطق داره. صفحه اصلی قویترین نقطهست، اون به دستهبندیها و صفحات کلیدی لینک میده، و اونها هم به محتوای عمیقتر. قاعده سه کلیک اینجا خیلی مهمه: هیچ صفحهای نباید بیشتر از سه کلیک از صفحه اصلی فاصله داشته باشه.
این فقط یه قاعده نیست، بلکه مستقیم به این برمیگرده که گوگل چقدر راحت میتونه محتوا رو پیدا کنه و کاربر چقدر سریع به هدفش میرسه. توی سایت آرتا رسانه، اگه یه صفحه مهم پنج کلیک دورتر باشه، عملاً نادیده گرفته میشه.
متن لینکها هم مهمه. یعنی همون چیزی که روش کلیک میکنی باید بگه داره کجا میبری. نه "اینجا کلیک کنید"، نه "ادامه مطلب". بلکه یه عبارت توصیفی که هم برای کاربر واضحه، هم برای گوگل. توزیع لینکها توی منو، محتوا، فوتر و نوار کناری هم باید متعادل باشه. نه همه توی فوتر، نه همه توی یک پاراگراف.
روشهای تحلیل و ارزیابی لینکدهی
برای تحلیل واقعی، ابزار لازمه. Screaming Frog یا Ahrefs میتونن کل سایت رو بخزن و بگن کدوم صفحه چقدر لینک گرفته، کدوم صفحه اصلاً توی شبکه نیست، و کدوم لینک شکسته. Google Search Console هم یه نگاه کلی به عمق خزش و وضعیت ایندکس میده.
یکی از مشکلات متداول، صفحات یتیم هستن. صفحاتی که هیچ لینک داخلی ندارن و عملاً پنهان موندن. حتی اگه محتوای خوبی داشته باشن، گوگل بهشون نمیرسه. یه بررسی ساده با ابزار میتونه این صفحات رو شناسایی کنه. بعدش کافیه از جاهای منطقی بهشون لینک داد.
نسبت لینکهای dofollow به nofollow هم یه نکتهست. معمولاً لینکهای داخلی باید dofollow باشن تا اعتبار جریان داشته باشه، مگه اینکه دلیل خاصی برای nofollow وجود داشته باشه. توی بعضی سایتها این موضوع بیدلیل به هم ریخته و باعث میشه اعتبار به جاهای اشتباه بره.
خطاهای رایج در ساختار لینکدهی
زیاد لینک دادن توی یک صفحه، مشکل ایجاد میکنه. وقتی یه صفحه پنجاه تا لینک داخلی داره، هیچکدوم وزن واقعی ندارن. کاربر هم گیج میشه. لینک باید جایی باشه که معنا داره، نه همه جا.
لینک تکراری به یک صفحه هم مشکل دیگهست. مثلاً توی یک پاراگراف سه بار به یک صفحه لینک بدی. اولیش حساب میشه، بقیه فقط شلوغیان. متن لینکها هم اگه غیرتوصیفی باشه، نه گوگل میفهمه نه کاربر.
نقشه سایت XML و HTML هم بخشی از همین ماجراست. بعضی سایتها اصلاً نقشه سایت ندارن، یا دارن ولی بهروز نیست. این باعث میشه موتور جستجو نتونه همه چیز رو کشف کنه. لینکهای شکسته یا ریدایرکتهای زنجیرهای هم اعتبار رو کم میکنن و تجربه کاربری رو خراب.
بهینهسازی پیشرفته لینکدهی داخلی
یکی از روشهای خوب، استراتژی Hub and Spoke هست. یعنی یه صفحه مرکزی داری که موضوع اصلی رو پوشش میده، و چندتا صفحه فرعی که جنبههای مختلف رو توضیح میدن. صفحه مرکزی به همه فرعیها لینک میده، اونها هم به مرکزی و به هم. این باعث میشه اعتبار موضوعی تقویت بشه.
Breadcrumb navigation هم کمک میکنه. اون مسیر کوچیکی که بالای صفحه میبینی و نشون میده کجایی. هم کاربر راحتتر پیدا میکنه کجا بوده، هم گوگل ساختار سایت رو بهتر میفهمه.
لینکهای مرتبط توی انتهای مقالات یا بلوکهای محتوای پیشنهادی میتونن کاربر رو نگه دارن. اگه محتوا واقعاً مرتبط باشه، احتمال زیاده کاربر بره صفحه بعدی. این یعنی عمق بازدید بیشتر، زمان ماندگاری بالاتر، و در نهایت سیگنال بهتر برای موتور جستجو. تحلیل منظم و بهروزرسانی ساختار لینکدهی هم لازمه، چون سایت زندهست و محتوا دائم اضافه میشه.
وقتی صحبت از سئو میشود، خیلیها فکر میکنند موضوع فقط سر کلمه کلیدی و بکلینک است. اما یک چیز دیگر هم هست که خیلی وقتها نادیده گرفته میشود: ساختار خود سایت. همین که کاربر چطور از یک صفحه به صفحه دیگر میرسد، موتور جستجو چقدر راحت میتونه سایت رو بخونه، و اینکه کدوم صفحه چقدر مهمه. همه اینها زیر یک مفهوم جا میگیرند که بهش معماری اطلاعات میگن. چیزی که انگار ساده به نظر میرسه، اما وقتی درست طراحی نشه، میتونه کل سایت رو از پا در بیاره.
معماری اطلاعات و سلسله مراتب لینکها
تعریف معماری اطلاعات و نقش آن در طراحی سایت
معماری اطلاعات یعنی اینکه سایت شما از نظر ساختاری چطور چیده شده. محتواها کجا قرار دارن، دستهبندیها چطور تعریف شدن، و مسیر رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگه چقدر منطقی و کوتاهه. این چیزی نیست که فقط یه نقشه بکشی و تمومش کنی. باید بدونی کاربرت دنبال چی میگرده، با چه ذهنیتی وارد سایت میشه، و چقدر حوصله داره تا به چیزی که میخواد برسه.
از طرف دیگه، گوگل هم باید بتونه سایت رو بفهمه. اگه ساختار درهم باشه، خزندهها یا گم میشن یا بخشهایی رو اصلا نمیبینن. معماری خوب یعنی این که هم کاربر با دو سه کلیک میرسه به جایی که میخواد، هم گوگل میفهمه کدوم صفحه درباره چیه و چقدر مهمه. سلسله مراتب لینکها همین رو مشخص میکنه. یه ساختار درختی که صفحه اصلی بالاست، بعد دستهبندیها، بعد زیردستهها، و در نهایت محتواهای نهایی.
اصول طراحی سلسله مراتب بهینه برای سئو
یکی از قوانین ساده اما مهم اینه که عمق سایت رو زیاد نکنی. یعنی کاربر نباید ده بار کلیک کنه تا به یه محصول یا مقاله برسه. حد معقول چیزی بین سه تا چهار کلیک از صفحه اصلیه. هرچی این عمق بیشتر بشه، هم کاربر خسته میشه، هم گوگل کمتر به اون صفحات اهمیت میده.
دستهبندیها باید منطقی باشن. نه بر اساس اینکه تو فکر میکنی چی درسته، بلکه بر اساس اینکه مخاطب چطور فکر میکنه و چی رو جستجو میکنه. این یعنی باید تحقیق کلمه کلیدی انجام بدی، ببینی مردم چی میخوان، و بعد ساختار رو روی همون بسازی. آدرسها، عناوین دستهبندیها، حتی متن لینکهای داخلی، همه باید این موضوع رو تقویت کنن.
- تعداد دستههای اصلی و زیردستهها رو متعادل نگه دار
- اسمها باید واضح و قابل فهم باشن، نه مبهم یا خیلی تخصصی
- از مسیر ناوبری مثل breadcrumb استفاده کن تا کاربر بفهمه کجاست
- صفحاتی که موضوعشون نزدیکه رو به هم لینک بده
- هیچ صفحهای نباید بدون لینک ورودی باشه، وگرنه گوگل اصلا نمیبینتش
خطاهای رایج در معماری اطلاعات
یه اشتباه خیلی رایج اینه که آدم بخواد همه چیز رو توی منو بچپونه. یا اینکه دستهبندیهای زیادی بسازه که با هم تداخل دارن. مثلا یه فروشگاه که هم دستهبندی بر اساس برند داره، هم بر اساس رنگ، هم بر اساس کاربری. خوبه که گزینه بدی، اما اگه ساختار کلی درهم باشه، کاربر گیج میشه و گوگل هم نمیفهمه کدوم صفحه اصلیه.
یه مشکل دیگه کمتوجهی به لینکدهی داخلیه. بعضیها فکر میکنن همین که منوی بالا رو درست کردن کافیه. اما واقعیت اینه که لینکهای داخلی توی متن خیلی بیشتر ارزش دارن. هم به گوگل سیگنال موضوعی میدن، هم کاربر رو به محتوای مرتبط هدایت میکنن. وقتی این کار رو نمیکنی، یه سری صفحه رها میمونن و اصلا اعتبار خاصی دریافت نمیکنن.
نکات عملی برای بهینهسازی ساختار لینکی
اول از همه باید بدونی الان وضعیت سایتت چطوریه. یه ممیزی کامل انجام بده، ببین کدوم صفحات عمق زیادی دارن، کدومها لینک ورودی ندارن، کجاها لینک شکسته داری. ابزارهای سئو این کار رو راحت میکنن. بعد از اینکه مشکلات رو شناختی، یه برنامه تدوین کن که مرحله به مرحله اصلاحشون کنی. نه یکشبه، چون ممکنه ریسک داشته باشه.
یه نکته دیگه توزیع اعتباره. هر صفحهای که لینک بیشتری بگیره، از نظر گوگل مهمتر دیده میشه. پس صفحات کلیدی رو باید از جاهای مختلف سایت لینک بدی. میتونی صفحاتی درست کنی که مرکز یه موضوع خاص باشن و به همه محتوای مرتبط لینک بدن. و آخر اینکه، معماری یه بار نیست. سایت بزرگ میشه، نیاز کاربر عوض میشه، باید دوباره نگاه کنی و تنظیم کنی.
وقتی صحبت از سئو داخلی میشود، یکی از مهمترین مسائلی که خیلی وقتها نادیده گرفته میشه، توزیع درست اعتبار بین صفحات سایته. یعنی همون چیزی که بهش لینک جوس میگن. اصلاً فکرش رو بکنید که سایت شما مثل یک شبکه آبیاری باشه که باید آب رو به درستی بین تمام قسمتها توزیع کنید. اگه این کار رو درست انجام بدید، صفحاتی که باید دیده بشن واقعاً دیده میشن. اگه نه، ممکنه محتوای خوبتون توی لایههای پایین گم بشه.
استراتژی توزیع لینک جوس داخلی
لینک جوس یا همون اعتبار قابل انتقال، چیزیه که از یک صفحه به صفحه دیگه از طریق لینکهای داخلی منتقل میشه. هر صفحهای توی سایت شما یه مقدار اعتباری داره که میتونه با بقیه صفحات به اشتراک بذاره. حالا اگه این توزیع رو درست انجام بدید، میتونه تفاوت جدی توی رتبهبندی ایجاد کنه. اگه نه، ممکنه صفحاتی که باید قوی باشن، ضعیف بمونن.
مفهوم و اهمیت توزیع هوشمند لینک جوس
توزیع لینک جوس یعنی اینکه اعتبار صفحات قویتون رو به جاهایی ببرید که نیاز دارن. صفحه اصلی معمولاً بیشترین لینک خارجی و داخلی رو میگیره، بنابراین بالاترین اعتبار رو داره. با لینکدهی داخلی میتونید این اعتبار رو به صفحات دیگه بفرستید. فقط یادتون باشه که هر لینک داخلی که از یه صفحه خارج میشه، اعتبار رو تقسیم میکنه. یعنی اگه از یه صفحه بیست تا لینک بدید، قدرت هر کدوم کمتر میشه.
روشهای عملی توزیع موثر لینک جوس
اول از همه باید بدونید کدوم صفحات براتون مهمترن. صفحات فرود اصلی، خدمات کلیدی، یا محتوایی که میخواید رتبه بگیره. بعدش ساختار لینکدهی رو طوری بچینید که این صفحات بیشترین اعتبار رو بگیرن.
- از صفحه اصلی مستقیم به مهمترین صفحات لینک بدید
- از صفحاتی که بکلینک خوب دارن به صفحات مرتبط لینک بزنید
- ساختار سلسلهمراتبی منطقی بسازید که عمق کلیک کم باشه
- از لینکهای زمینهای داخل محتوا استفاده کنید، اونها ارزش بیشتری دارن
- تعداد لینکهای خروجی از هر صفحه رو محدود کنید
معماری سایت و نقش آن در جریان لینک جوس
ساختار کلی سایت تعیین میکنه که اعتبار چطور پخش بشه. معماری مسطح که اکثر صفحات فقط دو سه کلیک از صفحه اصلی فاصله دارن، بهترین نتیجه رو میده. اما ساختارهای عمیق که صفحات مهم توی لایه پنجم یا ششم هستن باعث میشه اعتبار کمتری بهشون برسه. استفاده از مسیر راهنما و لینکدهی کناری هم میتونه کمک کنه که جریان بهتر بشه.
خطاهای رایج در توزیع لینک جوس
یکی از بدترین کارها اینه که از یه صفحه به خیلی جاهای مختلف لینک بدید. اعتبار خیلی رقیق میشه. بعضی سایتها توی فوتر چهل پنجاه تا لینک دارن که ارزش هر کدوم رو کم میکنه. یه اشتباه دیگه اینه که صفحاتی رو فراموش کنید که اصلاً هیچ لینک داخلی بهشون نمیره. اون صفحات یتیم میمونن و هیچ اعتباری نمیگیرن. استفاده از نوفالو توی لینکهای داخلی هم معمولاً بیفایدهه، مگه موارد خاص.
بهینهسازی مستمر و نظارت بر عملکرد
توزیع لینک جوس یه کار یکباره نیست. باید دائم نگاهش کنید و بهینهاش کنید. با ابزارهای سئو میتونید ببینید کدوم صفحات بیشترین ترافیک رو دارن و بر اساسش استراتژیتون رو تنظیم کنید. صفحات جدید رو هم باید به شبکه لینکدهی اضافه کنید و مطمئن بشید که همه محتوای ارزشمندتون قابل دسترسیه. متن لینکها رو هم درست انتخاب کنید، چون سیگنال بهتری به گوگل میده.
لینکسازی داخلی یکی از اون بخشهاییه که خیلی وقتها توی سایه میمونه، اما تأثیرش رو وقتی میفهمی که یه نگاه دقیق به رفتار سایت و رتبهبندی صفحاتش بندازی. اینکه چطور صفحات سایت به هم وصل میشن، چقدر قابل دسترسین و اعتبار چطور بینشون جابهجا میشه، همهش قابل اندازهگیریه. فقط باید بدونی کجا نگاه کنی و با چی بسنجی. این متن قراره بهت نشون بده چه ابزارها و معیارهایی میتونن کمکت کنن تا بفهمی لینکهای داخلی سایتت چطور کار میکنن و کجا میشه بهترشون کرد.
ابزارهایی که لینکسازی داخلی رو شفاف میکنن
یه سری ابزار هست که میشه باهاشون کل نقشه لینکهای داخلی سایت رو دید. گوگل سرچ کنسول مثلاً یکی از اولین جاهاییه که باید سراغش بری. رایگانه، مستقیم از گوگله و نشونت میده که رباتها چطور توی سایت حرکت میکنن و کدوم صفحات بیشتر دیده میشن. ابزارهای تخصصی سئو هم که خیلی بیشتر جزئیات رو نشونت میدن، مثل اینکه کدوم صفحه چند تا لینک داخلی داره، کدوم صفحهها اصلاً لینکی بهشون نمیاد، یا ساختار کلی سایت چه شکلیه. بعضی وقتها همین یه نگاه بیرونی کافیه که یه مشکل اساسی رو ببینی که خودت ازش بیخبر بودی.
اقتدار صفحه و اینکه انرژی چطور پخش میشه
توی دنیای سئو، هر صفحه یه جورایی یه مقدار اعتبار داره. بهش میگن اقتدار صفحه. این اعتباره که وقتی یه صفحه به صفحه دیگه لینک میده، بخشی ازش منتقل میشه. اصطلاحاً بهش لینک جوس میگن. حالا فکر کن یه صفحه خیلی قوی داری، ولی هیچ لینکی ازش به صفحات کلیدی نمیره. یه جورایی انرژیش هدر میره. یا برعکس، یه صفحه مهم داری که اصلاً لینک نمیگیره. این متریک بهت کمک میکنه ببینی آیا توزیع این اعتبار منطقیه یا نه. صفحاتی که باید بالا باشن، کافی میگیرن یا نه.
چند کلیک تا برسی؟
یکی از چیزهایی که خیلی بهچشم نمیاد اما خیلی مهمه، عمق کلیکه. یعنی یه کاربر یا ربات باید چند بار کلیک کنه تا از صفحه اصلی به یه صفحه خاص برسه. هرچی این عدد کمتر باشه، صفحه قابل دسترستر و مهمتر بهنظر میاد. اگه یه صفحه کلیدی داری که فقط بعد از پنج شش کلیک قابل دسترسه، احتمالاً نه کاربر بهش میرسه، نه گوگل اهمیت زیادی بهش میده. توصیه معمول اینه که صفحات مهم حداکثر سه کلیک از خونه فاصله داشته باشن. یه نکته دیگهش هم صفحات یتیمه. صفحاتی که اصلاً لینکی بهشون نمیاد. اونها انگار توی سایت نیستن. باید پیداشون کنی و وصلشون کنی.
تعداد لینک کافیه؟ کیفیتش چطور؟
یه صفحه ممکنه دهتا لینک بگیره، یکی دیگه سیتا. اما اینکه چند تا لینک داره تنهایی معنی نداره. اهمیت داره از کجا لینک میگیره. یه لینک از یه صفحه قوی و مرتبط، ارزشش از دهتا لینک تصادفی بیشتره. بعدش هم متن لنگر مهمه، همون کلماتی که رو لینک کلیک میکنی. اگه اون متن واضح و مرتبط باشه، هم کاربر میفهمه داره کجا میره، هم گوگل بهتر متوجه میشه صفحه مقصد درباره چیه. یه سری لینکسازی با انکر تکستهای بیمعنی یا تکراری، فایدهای نداره.
کاربر چیکار میکنه؟
یه دسته متریک هم هست که ربطی به کد نداره، بلکه نشون میده کاربر واقعاً چطور رفتار میکنه. مثلاً روی لینکهای داخلی کلیک میکنه یا نه؟ چقدر توی صفحه میمونه؟ مسیرش توی سایت چیه؟ اگه ببینی یه لینک داخلی که فکر میکردی مهمه هیچوقت کلیک نمیشه، شاید جاش اشتباهه، شاید متنش جذاب نیست. اینها اطلاعاتین که از ابزار آنالیز سایت میگیری و کمکت میکنن فراتر از سئو فکر کنی. در نهایت سایت برای آدمه، نه برای ربات.
چقدر لینک فالو داری، چقدر نوفالو؟
بهطور معمول لینکهای داخلی باید فالو باشن تا اعتبار جابهجا بشه. اما گاهی لازمه بعضی لینکها رو نوفالو کنی، مثلاً صفحات ورود یا سبد خرید. اگه تعادل این دو رو نگاه کنی، میتونی ببینی آیا جریان اعتبار توی سایت درست هدایت میشه یا نه. بعضی وقتها یه اشتباه ساده مثل نوفالو کردن اتفاقی یه دسته صفحات، باعث میشه اونها اصلاً رتبه نگیرن.
لینکهای شکسته رو نادیده نگیر
یه لینک شکسته یعنی یه مسیر بسته. کاربر کلیک میکنه و به صفحه خطا میرسه. ربات هم همینطور. این باعث میشه هم تجربه کاربری خراب بشه، هم اعتبار هدر بره. بررسی منظم سایت برای پیدا کردن لینکهای شکسته و رفعشون جزو کارهای ضروریه. ابزارهای خودکار این کار رو راحت میکنن. یه بار در ماه یه چک کلی، میتونه جلوی مشکلات بزرگ رو بگیره.
نقشه سایت چرا مهمه
سایتمپ یه نقشه کلی از سایته. نسخه ایکسامالاش برای گوگل و رباتهاست، نسخه اچتیامالاش میتونه برای کاربر هم مفید باشه. وقتی سایتمپت رو بهروز نگه میداری، مطمئن میشی که گوگل همه صفحات مهم رو میبینه. همین یه فایل ساده، خیلی وقتها میتونه کمک کنه صفحات جدید سریعتر ایندکس بشن یا صفحات حذفشده دیگه دنبال نشن.
یه نگاه کلی به همهچی
لینکسازی داخلی کار یهباره نیست. یه کاریه که باید دورهای بهش برگردی، ببینی چی تغییر کرده، کجا میشه بهتر کرد. ترکیب ابزارها و متریکها بهت کمک میکنه که یه تصویر روشن از وضعیت داشته باشی. عمق کلیک، اقتدار صفحه، کیفیت لینکها، رفتار کاربر، لینکهای شکسته... همهش با هم یه داستان رو تعریف میکنن. اگه به این جزئیات توجه کنی و ساختار لینکدهی رو مرتب نگه داری، هم سئو بهتر میشه، هم تجربه کاربری.

مریم گوهرزاد
مدرس و بنیانگذار هلدینگ آرتا رسانه. برنامه نویس و محقق حوزه بلاکچین




